در دیماه 1396 شماری از شهرهای بزرگ و کوچک ایران شاهد برگزاری پیاپی تجمعات اعتراضی با رنگ و بوی سیاسی و اقتصادی بود که به سرعت جنبه اغتشاشات و حرکات تخریبی و شالودهشکن به خود گرفت و از همین رو به سرعت پایان یافت. این رویداد در خارج از کشور انعکاس گستردهای در محافل سیاسی، اندیشکدهها و فضای مجازی و رسانهها پیدا کرد. نوشتار حاضر در تحلیل مبانی عطف توجه خارجی به این ناآرامیها بر متغیر «مداخلهگرایی» و «موازنهسازی» انگشت نهاده و با مطالعه موردی مواضع مقامات، نخبگان و تحلیلهای اتاق فکر آمریکایی به آن است که تلاش قدرتهای رقیب و به طور مشخص ایالات متحد آمریکا برای ایجاد موازنه و مهار قدرت منطقهای جمهوری اسلامی ایران، نوع نگرش و مداخله خارجی را از مداخلات پیشین که بیشتر با تمسک به مقوله حقوق بشر صورت میپذیرفته متمایز میگرداند. یافتههای این مقاله که با روش توصیفی ـ تحلیلی و با مبنا قرار دادن نظریه «موازنه فراگیر» انجام شده، ضمن تبیین ابعاد این موضوع به احتمال تداوم و استمرار و تنوع یافتن این مداخلهگرایی مبتنی بر مهار و موازنه در آینده تأکید دارد.