جایگاه حج در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران

نوع مقاله : مقاله ترویجی

چکیده
صحبت از فرهنگ و جایگاه عناصر فرهنگی در روابط بین‌الملل و سیاست خارجی امری سهل و ممتنع است، چرا که از یک سو پویایی و پیچیدگی فرهنگ و نبود تعریف دقیق از این مفهوم چند وجهی، استفاده از آن را به عنوان یک ابزار تحلیلی مشکل‌ساز کرده است و از سوی دیگر نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل و به خصوص مکاتب سنتی و غالب در این حوزه، بهای کمی برای طرح موضوع فرهنگ در نظریه‌پردازی قائل شده‌اند و نقش مؤلفه‌های فرهنگی همانند عوامل سیاسی، امنیتی و اقتصادی در نظریه‌های سنتی روابط بین‌الملل پر رنگ نیست. علی‌رغم نادیده گرفتن بعد فرهنگ در نظریه‌های سنتی روابط بین‌الملل، در دهه‌های پایانی قرن بیستم، گسترش شبکه‌های ارتباطی جمعی، مهاجرت‌های گسترده و افزایش بی‌سابقه ارتباطات فرهنگی در سطح بین‌المللی، آمیختگی میان تجارت، فرهنگ و سیاست و بازتاب آن در سیاست خارجی کشورها، پروسه جهانی شدن و خاص‌گرائی فرهنگی ضرورت بررسی روابط میان فرهنگ و قدرت در سطح بین‌المللی را دوچندان ساخته و باعث توجه فزآینده به مقوله فرهنگ برای تحلیل مسائل بین‌المللی شده است. این تحولات سریع و شگرف که اصطلاحاً از آن به عنوان «جهانی شدن» و بعضاً «جهانی سازی» یاد می‌شود، نه تنها تغییرات ماهوی و بنیادینی را در عرصه تصمیم‌گیری و ساختار و بازیگران سیاست جهانی بوجود آورد و بازیگران غیر دولتی از قبیل سازمان‌های مردم نهاد و غیر دولتی، نهادهای جامعة مدنی بین‌المللی، گروه‌های قومی و مذهبی و ...  را هم‌عرض دولت‌ها به بازیگران بلامنازع نظام بین‌الملل تبدیل کرد؛ بلکه مفاهیم سنتی روابط بین‌الملل را نیز دستخوش تغییر ساخت. از جمله این مفاهیم می‌توان به مفهوم دیپلماسی اشاره کرد.
فرآیند جهانی شدن باعث گذار از عام‌گرائی به خاص‌گرائی و تطور مفهوم دیپلماسی از دیپلماسی رسمی و بین دولتی به دیپلماسی عمومی، دیپلماسی رسانه‌ای، دیپلماسی فرهنگی و ... شده است. در این مقاله ضمن تشریح مفهوم دیپلماسی عمومی، به بررسی نقش و جایگاه حج در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران می‌پردازیم.
کلیدواژه‌ها