با پیچیدگی جهان و گسترش تراکم ارتباطی و تنوع در انگیزشها، نگرشها و بنیانهای معرفتی و ارزشی، تمایزات اجتماعی افزایش مییابد. این تمایزات در جهان مدرن بخشی از واقعیت زندگی جمعی است که در روابط و مناسبات، ترجیحات و الگوهای رفتاری نمود داشته و آن را متأثر میسازد. تداوم نظم و پایداری اجتماعی منوط به این است که تمایزات به گونهای مهندسی و هدایت شود که تفاهم اجتماعی و مفاهمه مشترک که بنیان اساس همکاری، معاضدت، حفظ و رابط اجتماعیست، تعمیق و تعمیم یابد. دستیابی به تفاهم مبتنی بر چهار پایه اساسی است که تعامل ابعاد گفتمانی، ارتباطی، ساختاری و رفتاری است. تحقق این 4 پایه به اصول و معیارهایی استوار است که شامل 6 اصل اساسی است. پذیرش هویت و حقوق مشترک، پذیرش فهم و ضرورت مفاهمه، برابری، عقلانیت و خرد تعمیمیافته، استقلال و آزادی سوژههای اجتماعی، بسترسازی ساختاری در مقابل این 6 پایه اساسی موانع و اختلالاتی وجود دارد که این روند را با اشکال و مانع مواجه میسازد. تبیین این اصول و موانع و نحوة غلبه بر این هدف این مقابله است که تلاش شده است با اتکاء به بنیانهای جامعهشناختی و روانشناختی آن را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.