یکی از موضوعات پیچیده و غامض در عرصه جامعهشناسی، موضوع طبقه متوسط جدید است. این طبقه در دنیای غرب بهعنوان موتور تحولات اجتماعی شناخته شده و بیشتر اندیشمندان آنرا زمینهساز شکلگیری جوامع نو و یکی از عناصر و پیش نیازهای بنیادی جوامع دموکراتیک میدانند. در ایران نیز طبقه متوسط جدید در فرایند نوسازی و مدرنیزاسیون جامعه بر آمده است و بویژه در دهههای اخیر در نتیجه فرایندهای توسعهای روند تکاملیخود را تعمیق بخشیده است. از جمله آثار کارکردی رشد این طبقه، بعد از انقلاب اسلامی میتوان به گسترش کمّی تحصیلات عالی، شهرنشینی،گسترش حوزه نخبگانی، افزایش سرمایه فرهنگی، مطالبهحقوقشهروندیبیشتر،افزایشحسمشارکتجوییدر تصمیمگیریها،درخواستبرایرفاهبیشتر،افزایشاستانداردهای زندگی، گسترشرسانههایارتباطجمعی وافزایشضریبنفوذآندرجامعه، توسعهارزشهایفرهنگی، ظهور بازارهای جدید و اشتغالآفرینیهای نو و ... بوده است. البته متعاقب این وضعیت پیامدهایی مانند مدرکگرایی، بیکاری تحصیلکردگان، گسترش نارضایتی اجتماعی، رشد گرایش غرب محوری فرهنگی، مهاجرت نخبگان دانشگاهی و ... نیز در جامعه نمودار گردید.