جهان جدید فرآیندهای تازهای را برای اندیشهورزی اقتضا میکند. اگر چه ریشههای تفکر انتقادی در یونان باستان و بویژه قرآن کریم قابل بازخوانی است؛ ولی این مدل از تفکر برای نظام تعلیم و تربیت در روزگار جدید از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. مسئلهای که این مقاله دنبال کرده است آن است که میزان توجه حوزه به این تفکر چقدر است و چه موانعی بر سر راه این تفکر در حوزههای علمیه وجود دارد. به بیان دیگر پرسش این تحقیق آن است که آیا حوزة علمیه اندیشهورزی سنجشگرایانه را برمیتابد و کسانی که از این تفکر برخوردارند چه پیامدهایی را باید تحمل کنند. در این تحقیق بر بدگمانی به غرب، ناسازگاری فرهنگی، نقص در فرآیند اجتماعیسازی، ضدیت با فلسفه و تفکر منطقی، مطلقگرایی، تفکر مقلدانه، و فیلترگذاری به مثابه مهمترین موانع تفکر انتقادی در حوزههای علمیه، تأکید شده است و در نهایت به برخی زمینههای رشد تفکر انتقادی در حوزه اشاره شده است.