دین به عنوان یک ساختار معرفتی و همچنین در ساحت یک نظام فرهنگی واجد ظرفیتها، قابلیتها و زیرساختهایی است که میتواند منشاء نفوذ، اثربخشی و جریانسازی نظری – معرفتی و یا ارتباطی – ساختاری باشد. این قابلیت بینظیر و یا حداقل کمنظیر دین، میتواند ساحتهای متفاوت زندگی اجتماعی را متأثر از نفوذ و مکانیزمهای اثربخشی خود نماید. باورهای درونی جامعه به ارزشها و هنجارهای تعریفی و ارزشیابانه، فرایند حضور و ضرورتهای کارکردی دین در مناسبات اجتماعی و ساماندهی کنشهای فردی و جمعی را تسهیل و تداوم میبخشد. در جوامع بشری علیرغم تجربه تحولات بیشمار و نوسازی مداوم، کماکان دین به عنوان یک نظام معرفتی، یک ساختار فرهنگی و یک نهاد اجتماعی پویا و تأثیرگذار موقعیت خود را حفظ و منبع بزرگی برای ایجاد وفاق، پویش و ایجاد تغییرات اجتماعی است. سؤال این است که آیا دین میتواند در فرایند «تغییرات اجتماعی» تأثیرگذار باشد یا خیر، اگر پاسخ مثبت است مکانیزمهای تأثیرگذاری دین در فرایند «تغییرات اجتماعی» کدام است. در این مقاله تلاش شده است نقش کارکردی دین در فرایند تغییرات اجتماعی از طریق 5 ساحت کارکردی مورد بررسی قرار گیرد: «دین به مثابه میدان اجتماعی»، «دین در جایگاه الگوی رهاییبخش»، «دین در نقش شخصیتسازی و ساخت خود»، «دین در ساحت گفتمان» و «دین در جایگاه مولد قدرت». تبیین بنیانهای توجیهی تأثیر دین از طریق مکانیزمهای پنجگانه مذکور در فرایند تغییرات اجتماعی – فرهنگی هدف این مقاله است که مورد شرح و بسط قرار میگیرد.