انحطاط مفهومی پرکاربرد در مطالعات تاریخی و اجتماعی است. از دید تاریخی، مفهومپردازی دربارة انحطاط با نحوة تلقی از معنای زمان و پیامدهای مقابله با تغییرات بنیادی در طول زمان شکل گرفته است. هدف این نوشته، شناخت و به کارگیری جنبههای کاربردی مفهوم انحطاط برای توصیف تحولات اجتماعی است. جستجو با طرح این پرسشها میکوشد به ابعاد کاربردی مفهوم انحطاط راه برد: پیامد نگرش به انحطاط بر زمینة تحول در نظریة تاریخ چیست؟ چگونه میتوان مفهوم انحطاط را با نگرش جدید به تاریخ همخوان کرد و در مطالعات اجتماعی به کار برد؟ در این مطالعه که به روش تحلیل محتوایی شکل گرفته است، انحطاط در معنای فرآیند، وضعیت یا دورة زوال، برای توصیف روند کلی تغییرات اجتماعی به کار گرفته شده است. بر پایة نتایج پژوهش میتوان گفت قضاوت کلی دربارة جهتگیری تغییرات اجتماعی یک مقولة گفتمانی است و در چارچوب یک گفتمان مشخص میشود که تغییرات رو به تکامل دارند یا زوال و انحطاط. بررسی تاریخی تحولات بزرگ اجتماعی در عصر مدرن، نشان میدهد تغییرات بزرگ ابتدا از میان گروههای اجتماعی برمیخیزند و به تدریج در سطح جامعه گسترش مییابند. برخلاف نگرش همبسته با فلسفة تاریخ که انحطاط را توصیفگر زوال تمدن در سیر کلیاش میداند، در تحلیل اجتماعی، مفهوم انحطاط از چنان قابلیتی برخوردار است که برای توصیف بنیانها یا نیروهای اجتماعی یا هستههای زوالیابنده ساخت اجتماعی به کار رود.