تفاهم اجتماعی در دنیای تمایزیافته که مداوماً ناهمگونیهای معرفتی، انگیزشی، گفتمانی و اجتماعی در آن تشدید میگردد، فرایند پیچیده، حساس و مهمی است که بشر در تلاش است با استعانت از شیوههای نو به آن دست یافته و آن را تعمیق بخشد. تسلطجویی، هژمونیطلبی، الگوهای یگانه اندیشهورزی و یا شمولیتگرایی کلانروایتها روند رو به افولی طی مینمایند و همین شرایط در عین حال که تفاهم را با اختلال مواجه میسازد، ضرورت آن را بیش از پیش برجسته میدارد. تفاهم و فرهنگ مفاهمه در جهان جدید یک نیاز تعمیمیافته و بستری بنیادین برای حصول به زیست جهانی است که بشر در آن احساس آرامش کرده و بتواند تعالی و تکامل خویش را استمرار بخشد. عوامل گوناگونی میتواند منشاء رشد تفاهم و توافق اجتماعی باشند، در عین حال عوامل و زمینههای متنوعی نیز وجود دارند که این روند را با انسداد و امتناع مواجه میسازند. در این مقاله تلاش شده است ضمن تبیین و تشریح ابعاد تفاهم اجتماعی، نقش بنیانهای 5گانهای را در فرایند تعمیق و تسرّی تفاهم اجتماعی در دنیای پیچیده کنونی مورد بحث قرار دهد. این الگوهای 5گانه عبارتنداز: 1- فهم متقابل، الگویی برای مفاهمه 2- اهمیت گفتگو در دستیابی به فهم و مفاهمه مشترک 3- تمایلات عامگرایانه و تفاهم 4- فرهنگ اعتماد و روندهای تفاهمی 5- نقش کنش ارتباطی در فرایند تفاهم و مفاهمه.