شاد زیستن آرزوی دیرینهی آدمی است. دنیای بدون غم، خشم، جنگ و سرشار از مهربانی و شادی، آرزویی است که ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد. شادی درونی، گره گشای بسیاری از رنج هاست. در دنیای پر رمز و راز امروز که پدیده های اجتماعی به گونهای عجیب درهم تنیده شده اند، دیگرنمی توانبه سان گذشته از کنار شادی گذشت. دیگر نمیتوان تحلیل این پدیده را به فلسفه و یا روانشناسی و اقتصاد واگذار کرد و بیش از هر چیز این علوم اجتماعی است که باید در تحلیل این پدیده بکوشد. شادی در دنیای معاصر ما از یک لبخند و یا احساس رضایت فردی فراتر رفته و بهمثابه یک گفتمان فهم میشود. تأثیر این پدیده بر تمام ساحات زندگی بشر سبب شده است که حکومتها، ایجاد و گسترش آن را مسئولیت خود بدانند و براساس آن خود را ارزیابی کنند. از آنجا که شادی یک امر فرهنگی و اجتماعی است، نمی توان مستند به یک معنا از آن به ارزیابی شادی ملت ها پرداخت و درنهایت نتیجه گرفت که جامعهی ایران شاد و یا ناشاد است. شادی را باید براساس معیارهای هر جامعه فهمید و بازتولید آن را در هر جامعهای درک کرد و فهمید.