اعتماد خیری عمومی است که حضور آن در زندگی روزمره اجتماعی و در روابط بین افراد و گروههای انسانی، امری ضروری است. در این مقاله با ارائه تعاریفی از اعتماد و برشمردن انواع آن، شکل بسیار خاصی از اعتمادیعنی «اعتماد تعمیمیافته» از دیگر انواع اعتماد متمایز شده است و به علل و اهمیت شکلگیری و مکانیزمهای مولد آن در سطح خرد و کلان پرداخته شده است. اعتماد تعمیمیافته شامل آن نوع اعتمادی میگردد که اجزای جامعه را صرفنظر از تعلقات اجتماعی، هویتی و فرهنگی مورد توجه قرار داده و صرفاً مبتنی بر شناسایی افراد نیست. این نوع اعتماد با توجه به پیچیدگی فزاینده اجتماعات نوین، تراکمهای ارتباطی و گستردگی میدانهای تعاملی در جوامع مدرن در حال گسترش است. در عین حال این نوع اعتماد با موانع و محدودیتهایی مواجه است که نمیتواند به طور کامل محقق شود. نویسنده تلاش دارد در این مقاله در عین تبیین اعتماد تعمیمیافته، تفاوتها و تشابهات این نوع اعتماد را با سایر انواع اعتماد شامل اعتماد اخلاقی، اعتماد هویتمحور و اعتماد عقلانی مورد تطبیق و مقایسه قرار دهد و برتری آن را با توجه به شرایط نوین اجتماعات انسانی تشریح نماید. در این مقاله با بهکارگیری مدلهای مختلف مشخص میشود که اعتماد تعمیمیافته گرایشی است که منشأ آن در ساختارهای نهادی بنا شده که این نوع اعتماد در آنها توسعه یافته و نهادینه شده است. در مجموع دو بُعد مهم از ساختار تعاملات اجتماعی در ادبیات جامعهشناختی در حوزه اعتماد تعمیمیافته پدیدار شده است: تعاملات مبتنی بر پل زدن (Bridging) و پیوند اجتماعی (Bonding).