مفهوم «انسان دینی» در گذر تاریخ دچار تحول معنایی شده است و به تبع آن مختصات و شاخصههای این مفهوم نیز تغییر کرده است. معنای کلمه«دینی» یا «دیندار» به عنوان یک صفت برای انسان و وسعت دامنه مفهومی آن به تعریفِ خودِ «دین» بستگی دارد. انسان دینی را میتوان با مختصات و نشانههای گوناگونی مطابق با آموزههای دینی تعریف و دایره مفهومی آن را مشخص ساخت. از جمله مهمترین مختصات انسان دینی با توجه به نگاه انسانشناختی اسلامی با شاخصهایی همچون کرامتگرایی، فضیلتاندیشی و اخلاقگرایی، خودسازی و صیانت نفس، غایتگرایی و تعالیجویی، تحولپذیری و سلوک، آزادگی و آزاداندیشی، علماندوزی و خودآگاهی و مسئولیتپذیری و پاسخگویی قابل تعریف است. هریک از این شاخصها و مؤلفهها بنیانهای تعریفی و معرفتی انسان از نگاه دینی محسوب میگردند. در عین حال با توجه به تحولاتی که از نگاه نظام معرفتی سکولار درباره انسان به وقوع پیوسته است، شاخصها و مؤلفههای گوناگونی درباره انسان ارائه شده است که عاری از بنیانهای معرفت دینی است.این مؤلفهها و شاخصهای تعریفی برآمده از پنداشتهها، گفتمانها و ایدئولوژیهای انسان محوری است که کموبیش در میان برخی از اقشار به ویژه در اجتماعات غربی قابل مشاهده است. برخی از شاخصههایی که برای «دین انسانی» ارائه شده است عبارتند از: منشأ بشری داشتن، کارکرد داشتن، غیرقدسی بودن، اینجهانی بودن، محوریت انسان، تغییرپذیری، فردی و خصوصی بودن. دراین مقاله تلاش خواهد شد ابعاد مفهومی این دو نگاه با رجوع به متون و مأخذ دینی و غیردینی مورد بررسی و کالبد شکافی قرارگیرد.