بررسی پدیدههای اجتماعی مستلزم ژرفکاوی در زمینهها، علل و دلایل خاص آنها میباشد؛ زیرا مقولههای اجتماعی و انسانی به نحو شگرفی با حیات جمعی انسانها در هم تنیده شدهاند تا آنجا که براساس آراء تعدادی از جامعهشناسان، روابط زیست اجتماعی انسانها تماماً مبتنی بر عقلانیت صرف نبوده بلکه حیات آدمیان و روابط اجتماعی آنها آمیزهای از عقلانیت و عواطف، با نسبتهای گوناگون است. شکلگیری و گرایش به گروههای مرجع از جمله موضوعات اجتماعی و انسانی است که در مجموعهای از روابط مبتنی بر عقلانیت و عواطف شکل گرفته و در نهایت به عنوان یک پدیده اجتماعی ظهور و بروز مییابد. شکلگیری مرجعیتهای دینی و قرار گرفتن روحانیت در جایگاه یک گروه مرجع نیز در همین چارچوب قابل بحث و بررسی است. عوامل گوناگونی در فرایند مرجعیتیابی بویژه در جهان جدید مداخله میکنند در عین حال مرجعیت در عرصههای گوناگون از یکدیگر متمایز شده است. تنوع و گوناگونی مرجعیتها در جهان جدید از یک سو و تنوع جریانهای فکری و معرفتی از سوی دیگر، روند مرجعیتگزینی در عرصههای گوناگون را تحت تأثیر قرار داده است. در سپهر دینی اگرچه فرایند مرجعیتیابی با الگوگزینی نوین و حضور جریانهای نوپدیدی مواجه است، اما کماکان روحانیت شیعه توانسته است موقعیت راهبردی خود به عنوان یک مرجع معرفتی و اعتقادی را در نزد اکثریت ایرانیان حفظ نماید. دینی بودن جامعه و مردم ایران که سابقه و ریشة تاریخی دارد و دین به عنوان پارادایم ریشه در ایران تعریف گردیده است در کنار توحیدگرایی و میل به یگانهپرستی و بویژه علاقه فزاینده ایرانیان به خاندان نبی اکرم (ص) و همچنین پویش تداوم و اصالت روحانیت شیعه سبب گردیده موقعیت روحانیت به عنوان گروه مرجع معرفتی و اعتقادی در نزد اکثریت ایرانیان برقرار بماند. در این مقاله تلاش شده است ضمن واژهشناسی و مفهومپردازی از گروه مرجع و تئوریهای آن، عوامل مؤثر بر گرایش بر گروههای مرجع و فرایند مرجعیتسازی در نظامهای معرفت دینی مورد تحلیل و بازکاوی قرار گیرد.