اعتماد از جمله بنیانهای زندگی اجتماعی به شمار میرود که به بسیاری از نیازهای ارتباطی، اجتماعی و فرهنگی جامعه پاسخ گفته و منشأ تعامل، معاضدت و همکاری اجتماعی است. با تضعیف روابط سنتی در جامعه، الگوها و بنیانهای اعتمادساز به دلیل پیچیدگی روابط و ایجاد شرایط و مناسبات نوین و همچنیثن تراکم فزاینده ارتباطات دچار دگرگونی و تغییر میگردند. با تغییر مناسبات، نیاز به اعتماد نهتنها کاهش نمییابد، بلکه ضرورتهای نوین اقتضا می کند که سازوکارهای جدیدی برای ایجاد و بسط اعتماد در جامعه پدید آمده و به این نیاز بنیادین پاسخ گوید. بازآفرینی اعتماد در اجتماعات پیچیده مستلزم نهادسازی، ایجاد کنشهای تعاملی، ساختیابیهای نوین و فرهنگسازی بر مبنای واقعیتهای زندگی اجتماعی جدید است. اندیشمندان متفاوت تلاش کردهاند با اتکاء به متغیرها و عوامل گوناگون و معرفی تئوریهای متفاوت الگوسازی اعتماد را در قالبهای جدید ارائه دهند که پاسخگوی نیازها و روابط اجتماعی جدید باشد. توسعه و گسترش شبکههای نوین اجتماعی، عبور از تمایلات خاصگرایانه، بسط و گسترش اعتماد تعمیمیافته، افزایش سطح مشارکت و کنشهای تعاملی از جمله سازوکارهایی هستند که میتوانند این فرایند را تسهیل نمایند. در ایران زمینههای جدیدی در حال بروز است که فرهنگ سیاسی قبلی را با دگرگونی مواجه ساخته و شرایط نوینی را فراهم آورده است که بازیگران و فضاهای جدید امکان اثربخشی سیاسی یافتهاند. در شرایط پیش آمده، ساختارهای اجتماعی و سیاسی میبایست نسبت به طراحی و الگوسازی نوین، از فرایندهای مولد و مقوّم اعتماد به درستی صیانت و پاسداری کرده و بر چالشها و اختلالات بروز یافته غلبه نمایند.