هرگونه تصمیمگیری در زندگی اجتماعی در مواجهه با عدم قطعیتها، مخاطرات و پیشبینیناپذیری امور، بدون اعتماد ناممکن است: اعتماد به منابع خود، کارآمدی دیگران و پایبندی تعمیمیافته به توافقهای ضمنی. اهمیت اعتماد اجتماعی در زندگی روزمره ایجاب میکند که بدانیم چه عواملی اعتماد را تضعیف میکند؟ بررسی حاضر با تکیه بر مباحث نظری جامعهشناسی، به ویژه دیدگاههای تحلیلی آنتونی گیدنز و نظریه ساختاری پیوتر زتومکا دربارة اعتماد اجتماعی؛ نقش تجربه تاریخی، امنیت، زبان و کارکردهای گفتمانی، چارچوبها (نظام خویشاوندی، روابط محلی، جهانبینی، آداب و رسوم اجتماعی)، رویکردهای اخلاقی، فرهنگ و نهادها و فرآیند سیاسی را به مثابة بسترهای شکلگیری عوامل فرساینده اعتماد اجتماعی بررسی کرده است. از این دیدگاه، اعتماد اجتماعی پدیدهای بینالاذهانی است که در روند تعامل اجتماعی شکل میگیرد و بدون بازنگری در مبانی و چارچوبهای تجربه شده اعتماد، نمیتوان مانع از تأثیرگذاری عوامل اختلال و فرسایش آن شد. رویکرد ناظر بر این بررسی، توصیفی ـ تحلیلی است.نقش اعتماد اجتماعی در انسجام جامعه، ایجاب میکند که زمینههای آسیبپذیری و فرسایش آن از دیدگاههای مختلف بررسی شود. ضمن آنکه بررسی زمینههای آسیبپذیری شرط مقابله فعال و کارآمد با بیاعتمادی در جامعه است.