نقش فرهنگ، سیاست و فرهنگ سیاسی در اعتماد؛ با نگاهی به وضعیت جامعه ایران

نوع مقاله : مقاله ترویجی

چکیده
اعتماد یکی از نشانه‌های اصلی سرمایة‌ اجتماعی و اقتصادی محسوب می‌شود. محور اصلی اعتمادسازی را قانون و توجه به وعده‌های ارائه‌شده از سوی مقامات سیاسی، اجتماعی و بوروکراتیک تشکیل می‌دهد. به این ترتیب، اعتماد به‌مثابه سازة اجتماعی را می‌توان انعکاس مجموعه‌ای از ارزش‌ها یا هنجارهای اجتماعی دانست که دارای آثار و پیامدهای سیاسی است. درک اعتماد در هر جامعه‌ای براساس نشانه‌های فرهنگی و شخصیتی آن مجموعه معنا پیدا می‌کند. به همین دلیل است که آیندة سیاسی و اجتماعی هر کشوری ارتباط مستقیم با الگوی کنش شهروندان پیدا می‌کند.
هرگونه تبادل ارزش‌ها و هنجارها صرفاً در شرایطی اثرگذار و تعیین‌کننده است که به‌عنوان بخشی از اعتماد اجتماعی محسوب شود. ارزیابی‌های اجتماعی نشان داده است که موضوع «شعاع اعتماد»یکی از اصلی‌ترین نشانه‌های شکل‌گیری همکاری‌های فراگیری است که با روح انسجام و همگرایی اجتماعی پیوند می‌یابد. به هر میزان جامعه کوچک‌تر باشد و یا اینکه نشانه‌هایی از شکل‌بندی کنش سنتی در آن وجود داشته باشد، شعاع اعتماد بیشتر فراگیرتر و تأثیرگذارتر خواهد بود، اما در جوامع پیچیده شعاع و گسترة اعتماد به الگوها و زیرساخت‌های نوینی بستگی دارد که برآمده از شرایط و روابط نوین است.
باتوجه به مقیاس شعاع اعتماد در هر جامعه‌ای ازجمله ایران می‌توان این پرسش را مطرح کرد که: «اعتماد اجتماعی دارای چه نشانه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی است؟ آیا اعتماد به‌مثابه سازه اجتماعی یا خصلت فرهنگی تلقی می‌شود؟» فرضیة مقاله بر این موضوع تأکید دارد که: «اعتماد ترکیبی از مؤلفه‌های فرهنگی، شخصیتی، اجتماعی و ساختاری است». در تبیین مقاله از رهیافت «سرمایة اجتماعی و شعاع اعتماد» استفاده می‌شود.
کلیدواژه‌ها