اخلاق به عنوان یکی از بنیانهای فرهنگی که ساختار ارتباطی و رفتاری جامعه را با توجه به کارکردهای خود متأثر میسازد، ریشه در معرفت، فرهنگ و باورهای اعتقادی هر جامعه دارد. هنجارهای اخلاقی در فرایند زمان و متناسب با رشد و توسعه روابط و مناسبات و ایجاد ضرورتها و نیازمندیها دچار دگرگونی، تحول و جایگزینی میگردد. جامعه ایران به عنوان جامعهای که در طی 4 دهه گذشته تحولات پرشتابی را تجربه کرده است، مصون از جابهجایی و یا نوسازی در روابط هنجاری نبوده و شاخصهایی در آن ملاحظه میشود که نهتنها با زیرساختهای فرهنگ تاریخی و نظامات فرهنگی خود انطباق ندارد، بلکه شاخصهای آسیبشناختی در آن برجستگی دارد. پدیدارشناسی از این تحولات مستلزم ارزیابیهای نظری، جامعهشناختی و تحلیلهای گوناگونی است که در تبیین این تغییرات ارائه شده است. این مقاله با بررسی 5 رویکرد و نگاه ارزیابانه درصدد است روند این تحولات را مورد واکاوی قرار داده و زمینهها، بسترها و علل آن را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. رویکردهای 5گانهای که هریک از چارچوب نظری خاصی دگرگونیهای اخلاقی و هنجاری جامعه ایران را تبیین نموده که گاهاً تمایزات بنیادینی با یکدیگر دارند.