زندگی مطلوب هدفیست که انسان و تمامی جریانات فکری، جهانبینیها و ساختارهای سیاسی و اجتماعی در پی دستیابی و تحقق آن هستند. شاخصهای زندگی مطلوب، بنیانی گفتمانی دارد و متناسب با ساختارهای نظری، نظامات معنایی و معرفتی و بویژه نظام ارزشی و نوع روابط و مناسبات حاکم بر روابط اجتماعی دچار تفاوت و تکثر میگردد. دین و بنیانهای اعتقادی، یکی از مهمترین منابع و ریشههای تعیینکننده و تبیینگر جامعه و روابط مطلوب است و تمامی ادیان، بویژه ادیان ابراهیمی و الهی همانقدر که فرد را مورد خطاب قرار میدهند، ساخت جامعه و نوع روابط و مناسبات اجتماعی مطلوب را نیز تعریف و الگوسازی مینمایند. هدف غایی ادیان رسیدن به تعالی انسان، شکوفایی استعدادها و ماهیت فطری انسانی است و این مستلزم زیست در بستر جمعی و تحقق الگوی مناسب ارتباطی است. گرچه ادیان این نظام الگو را تعریف مینمایند، اما مطالعه تاریخ و بررسی ادوار گوناگون و بویژه تأمل در روابط و مناسبات جاری در جامعه پیچیده امروزین حکایت از این واقعیت دارد که تحقق جامعه مطلوب با موانع و محدودیتهای گوناگونی مواجه و عوامل، شرایط و بازیگرانی آن را رهزنی کرده و مانع دستیابی به شاخصهای مناسب به معنای مطلوبیت زیست فردی و جمعی میگردند. این مقاله در پی آن است که ضمن تشریح رویکرد و ساختار گفتمان دینی، برخی موانع آن را نیز مورد بازکاوی و بررسی قرار دهد. قطعاً دامنه موانع به مراتب بیشتر از مواردی است که در این گزارش مورد اشاره قرار گرفته است، اما این باب مقدماتیای است، برای بازکاوی و بررسی موانعی که موجب میگردد، جامعه مطلوب حداقل از نگاه دین تحقق نیابد. در این گزارش چهار عامل شامل افول معنا و باورهای استعلایی، تضعیف و فرسایش سرمایههای اجتماعی، بیعدالتی و تبعیض که مستلزم فقر و فاصله طبقاتی و شکاف اجتماعی است و مشکلات کارکردی نهادهای اجرایی در پاسخگویی به نیازهای عمومی و تحقق اهداف جمعی، به عنوان مهمترین موانع تحقق مطلوبیت اجتماعی تعریف شده است.