انحطاط به معنای روند بازماندن از رشد و دچار رکود شدن، در قرن هجدهم برای تبیین علل ضعف و سپس فروپاشی جامعه و تمدنهای باستانی مطرح شد. مطالعات تاریخی دربارة پدیدآمدن تمدنها که از قرن هفدهم گسترش یافت، زمینه اصلی بررسیها و طرح نظریهها دربارة انحطاط بوده است. بر پایة این تلقی که تمدن حاصل تلاش گروههای انسانی برای فائق آمدن بر مخاطرات و انطباق با محیط طبیعی و اجتماعی بوده است، مطالعة ویژگیهای زندگی اجتماعی انسانها پایة بررسی علل انحطاط قرار گرفت. بنابراین، پژوهش حاضر با فاصله گرفتن از نگرش تاریخی و روی آوردن به مطالعات اجتماعی، کوشیده است پدیدة انحطاط را از نظرگاه مؤلفههای اجتماعی تبیین کند. پرسشهای محوری این جستجو عبارت است از: عوامل مؤثر بر انحطاط در جامعه و تمدن چیست؟ این عوامل چگونه بر نظام اجتماعی تأثیر میگذارد؟ پژوهش به روش تحلیلی، با بررسی روند دگرگونی مؤلفههای ناظر بر شکلگیری تمدن و تأثیر آن بر انحطاط جامعه دنبال شده است. بررسی فرآیندهای اساسی ناظر بر شکلگیری جهان مدرن، یعنی اعتماد، دموکراتیزه شدن و تقسیم کار اجتماعی نشان میدهد علل اصلی انحطاط در جامعه با تحولات در ساخت اجتماعی همبسته است. انحطاط زمانی بر جامعه استیلا مییابد که گروههای اجتماعی به دلیل از دست دادن انسجام قادر به مقابله با چالشهای پیش رو نباشند و نتوانند شرایط زیست اجتماعی خود را با تغییرات به وجود آمده، منطبق سازند.