خانواده را میتوان اساسیترین نهاد اجتماعی تعریف کرد که کانون انسانسازی، شخصیتسازی، تربیت، قصاصجویی و دستیابی به ثبات و آرامش روانی، ذهنی و رفتاریست. خانواده در ایران از جایگاه بسیار والایی در تحقق این اهداف برخوردار است و هویت، منزلت، حفظ آبرو و حیثیت اجتماعی تاحد زیادی و در قشر وسیعی از اعضای جامعه در این نهاد تعریف میگردد. این وضعیت باعث گردیده وابستگی بیش از حد به خانواده پیدا کند به گونهای که برخی از جوانان تمامی نیازها، مطالبات، آرزوها و موفقیتهای خود را در محیط خانوادگی و از والدین جستجو و مطالبه مینمایند. گرچه پیوستگی و دلبستگی اعضای خانواده را میتوان یک بنیان مثبت در جامعه ایران در نظر آورد که با حقایق و آموزههای دینی انطباق دارد، اما افزایش وابستگی فرزندان به خانواده در برخی موارد منشاء ایجاد مسئولیتها و انتظاراتی از نقش والدین در نزد جوانان شده است که هم فراتر از توان آنهاست و هم مانع جدی در فرایند پویایی، تلاش، استقلال و تحقق خود حقیقی و اجتماعی جوانان شده است. این وضعیت فرایند تعاملی و تعادلی آنان را با اختلال مواجه و فشارهای مضاعفی را بر برخی از خانوادهها تحمیل نموده است. تأخیر در ازدواج، تجرد قطعی، انتظارات فزاینده، تعارضات و عدم تلاش برای کسب زندگی فردی و ایجاد استقلال از آثار و عوارض این وضعیت است. این مقاله ضمن تبیین جایگاه والای خانواده در جامعه ایران آثار کارکردی شرایط جاری را مورد بازکاوی و تحلیل قرار میدهد.