ادیان منادی جهانی با معنا هستند که انسان در کانون آن قرار دارد. این رویکرد در ادیان ابراهیمی یک اصل اساسی است که در کتب مقدس تجلّی دارد. ایمان بخشی از معناست و معنا بنیانی برای ادراک و فهم از خویشتن، جهان و خالق هستی، جهتمند بودن حرکت حیات و هدفمندی و غایتمندی انسان بنیانی است برای اهمیت مسأله امید در ادیان ابراهیمی. امید در دین بر خلاف برخی نگرشهای فلسفی نه تنها یک امر موهوم، فریبدهنده واهی نیست، بلکه موتور محرکه و عامل بنیادین برای پویایی، غایتطلبی، تعالیجویی و حقیقتخواهی انسان است. امید در حقیقت تحقق وعدة الهی به انسان است که در حرکت نهایی به رسیدن به منشاء مقصود منتهی میشود. در اندیشه اسلامی مسأله امید در چند اصل بنیادین قابل تأکید است: 1- پیوستگی بین معنا، امید و ایمان 2- کنشمندی امید و آثار کارکردی آن بهحرکت و پویایی انسان 3- عقلانیت امید به عنوان بنیانی برای خرداندیشی و عقلاندیشی در فرایند امیدورزی و نه موهومطلبی و وهماندیشی 4- تلازم بین بیم و امید به عنوان دو عنصر مکمل در انتخابها، گزینشها و کنشمندی انسان 5- فراگیری گفتمان امید در تمامی شئؤن و ابعاد زندگی فردی و اجتماعی 6- امید به عنوان سازهای فردی و اجتماعی که در فرایندهای اجتماعی، دینی و ارتباطی، ساخته میشود، تجسمیافته و استعلا مییابد. در این گزارش تلاش شده است ضمن مفهوم شناسی امید با استعانت از نگرشها و بنیانهای نظری در حوزههای روانشناختی و جامعه شناختی، با استعانت از معارف دینی و رجوع به آیات الهی و باورهای ادیان ابراهیمی، مسأله امید مورد موشکافی قرار گیرد و ابعاد و بنیانهای آن تحلیل و تبیین گردد.