امید موتور محرکه، عامل پویایی و انرژی حرکتی انسان برای پیگیری اهداف و حفظ سرزندگی، نشاط و میل به جستجو و کاوش برای رسیدن به مقاصدی است که افراد جامعه برای خویش تصویر میکنند. پژوهشگران بسیاری تلاش کردهاند امید را با نگاه مفهومشناختی مورد بازکاوی و تبیین قرار دهند تا نقش عوامل روانی – عاطفی، هنجاری و عقلانی را در آن مشخص سازند. عقلانیت اعم از عقلانیت فردی و جمعی، از جمله عواملی است که میتواند فرایند شکلگیری و تعمیق امید را متأثر سازد. مسأله امید از سه جهت با عقلانیت تداوم و تلاقی دارد: غایتشناسی انسان که ناظر به تأمین سعادت و چگونگی حصول به آن است، دوم نقش عقلانیت در فرایند تشخیص امکان تحقق موضوع است که آیا هر خواست و تمایلی امکان تحقق دارد یا خیر و سوم روش و راه رسیدن به موضوع مورد درخواست یا موضوع امید است که نیازمند انتخاب دقیق ابزار و نحوة رسیدن به آن را مشخص میسازد. بنابراین امید عاری از عقلانیت، امید کاذب، امید واهحی و عاری از بنیانهای واقعگرایی است که هم در انتخاب و هم در رسیدن به آن به دلیل بیبهرهگی از عنصر اندیشه محکوم به شکست و مآلاندیشی است. این مقاله درصدد است ضمن بررسی مفهومشناختی ابعاد عقلانیت و امید، نسبت آنها را در فرایندهای متفاوت مورد بازسنجی و تحلیل قرار دهد. در طی این بررسی تلاش خواهد شد با رجوع به آراء اندیشمندان در عرصههای فلسفه، جامعهشناختی و نظریهپردازان حوزه دینی این رابطه مورد بازکاوی قرار گیرد.