دین و دینورزی در جهان جدید با شکافها، تغییرات و اختلالاتی مواجه شده است که هم از بعد توصیفی نیازمند تأمل وبازاندیشی است و هم از نگاه تحلیلی، ضرورت بازکاوی دقیقِ معرفتشناختی دارد. جامعه ایران نیز طی 4 دهه گذشته از این وضعیت متأثر گردیده و شواهد و نشانهها و همچنین برخی کنشها و استعارات نشاندهنده آن است که الگوهای دینی، عرصههای دینورزی و بطور کلی، «میداندینی» دچارتحولاتی گردیده است. حضور بازیگران متنوع، نقدهای دروندینی و درونگفتمانی، در کنار تعریضات بروندینی و برونگفتمانی، بروز آلترناتیوهای نوین نودینی، نواندیشیهای دینی، تأثیر روندهای علمی، تاریخی و تکنولوژیک و دسترسیها و اثربخشیهای جریانهای مختلف، میدان دینی و دینورزی در جامعه ایران را با چالشها، تحولات و نمادهایی مواجه ساخته است که مستلزم بازکاوی دقیق است. در این مقاله تلاش شده است نقش عواملی همچون خلاءهای معرفتی، تضاد گفتمانی در میدانهای اجتماعی، گسست بین دین و فرهنگ، سکولاریزم فزاینده و آثار آن، علمگرایی فراگیر و شتابناک را بر روند و فرایندهای دینی و همچنین الگوی دینورزی در جامعه ایران مورد تحلیل و بازکاوی قرار دهد.