معیارها و بنیانهای متفاوتی در روند شکلگیری ترجیحات اجتماعی اقشار و طبقات مختلف و یا یک جامعه بطور کلی مداخله و آن را از خود متأثر میسازد. مطلوبیتها و ترجیحات در هر جامعهای متأثر از ساختار فرهنگی، رویکردهای اعتقادی و باورهای ناشی از آن و الگوهای اجتماعی حاکم بر روابط و مناسبات اجتماعی است، که در روند زمان شکل گرفته، تعمیق و تداوم مییابد. نکتهای که نباید از نظر دور داشت، نقش شرایط محیطی و فضای ارتباطی و یا عینی حاکم بر شرایط اجتماعی، تاریخی و سیاسی است که میتواند، در تعمیق و یا تغییر ترجیحات اجتماعی و مطلوبیتها مداخله نماید. در ادوار جدید و متأثر از عوامل و تغییرات حاضر تکنولوژیک ارتباطی، نوآوریهای علمی و بدهبستانهای پردامنه بین ملل، ساختارهای نگرشی و انگیزشی اجزای جامعه نیز دستخوش تغییر و تبدلهای بسیاری شده است. جامعه ایران به دلایل گوناگون ظرف چند دهه گذشته شرایط ملتهبی را تجربه کرده است که موجب جابجایی و تغییر در سلسله مراتب ارزشها، الگوهای وفاقی، ترجیحات ارزشی و انگیزشی آن شده است. سؤال این است که در شرایط کنونی چه نوع مطلوبیتهایی در جامعه ایران اولویت یافته و روند تغییر آن چگونه و با استفاده از چه دادههایی قابل تبیین است؟ این مقاله در پی آن است با نگاهی به پژوهشهای ملی سالهای اخیر نوع ارزشها، پنداشتهها و مطلوبیتهای اجتماعی و فرهنگی را مورد بازکاوی قرار داده و جهتگیری آن را تحلیل نماید. اگرچه این مقاله مدعی تحلیل تغییر اجتماعی است اما از دادههای پژوهشی بهعنوان نشانه و شاخصی برای تبیین و توجیه ترجیحات و ابعاد آسیبشناختی آن بهرهگیری مینماید.