مسئله کانونی مقاله این است: «آیا ریشه رئالیسم انتقادی در عقلانیت دینی قابل رهگیری است». یکی از مهمترین ارکان عقلانیت مدرن، رئالیسم انتقادی است. این گرایش از طرفی با شکگرایی ایدئالیستی ناسازگار است و از طرفی دیگر با جزماندیشی رئالیستی ـ که در پارادایم رئالیسم خام پرورش مییابد ـ ستیز دارد. رئالیسم انتقادی بر پیچیده بودن پارهای از معرفتهای بشری اصرار میکند و فضای بازاندیشی و تعمق در آنها را میگشاید و از تعصب و تحجر فکری دوری میگزیند. این تحقیق بر اساس فحص در برخی آیات و روایات و بر پایه روش توصیفی ـ تحلیلی، بر این باور است که رئالیسم انتقادی به عنوان یک الگوی روششناختی پیش از عقلانیت مدرن، میوه عقلانیت دینی است. قرآن کریم با تأکید فراوان بر خردورزی، طرح تأملگرایی در اندیشه دینی، دعوت به شنیدن سخنان مخالف و گزینش بهترین آنها و دعوت صاحبان اعتقادات باطل به اقامه دلیل، این گرایش را تأیید میکند. سنت معصومین نیز در همین راستا ارزیابی میشود و با ترویج نظام خردورزی، گفتگو و مجادلات علمی فراوان با صاحبان اعتقادات مخالف، انتقاد از تحجر فکری و دعوت به دریافت حکمت و سخن حق، همین گرایش را مورد تأکید بیشتر قرار میدهد.