میدانهای اجتماعی کانونهای متکثر و متنوعی هستند که کنشهای تعاملی در آن شکل گرفته، تعمیق میگردد و در فرایند زمان و یا با مداخله کنشگران، روندها و الگوهای موجود دچار تبدیل و دگرگونی میشوند. میدانهای اجتماعی را میتوان امروزه به مثابه کانونهایی از کنشهای اجتماعی و ارتباطی تصور کرد که عادتوارهها در آن ایجاد و یا نوسازی و تعمیق میگردند و مبارزه در آن به فرایندی مستمر تبدیل میگردد تا هژمونی و استیلای گفتمانی را با دگرگونی و یا نوسازی و جایگزینی مواجه سازد. میدانهای اجتماعی مداوماً با ناسازی و نوسازی مواجهند که طی آن، هم جایگاه بازیگران و نمادها دچار تحول و تغییر میگردد و هم ساخت قدرت با توجه به این نوع مبارزات و جایگزینیها، دچار جابجایی میشود. میدانهای اجتماعی علیرغم تنوع، کانونهای مستقلی هستند که نقشی اساسی در برساخت نظم، ایجاد چالش، بازاندیشی، ناسازی و یا تمایزیابی اجتماعی ایفا مینمایند. این مقاله درصدد است با نگاهی تحلیلی، نقش کارکردی میدانهای اجتماعی در روند تغییرات اجتماعی را مورد بازکاوی قرار داده و نقش عوامل گوناگونی که در روند این دگرگونیها مداخله مینمایند را از یکدیگر متمایز و برجسته سازد.