درآمدی به روحانیت، انتظارات و چالش ‏های معرفتی – ارتباطیبخش اول

نوع مقاله : مقاله ترویجی

چکیده
در این جستار مفهوم کانونی و اصلی جامعه به عنوان مبدأ انتظار و نهاد روحانیت به عنوان مرجع انتظار است که نسبت آنها بررسی می‏‏‏‏ شود. مقاله در دو بخش گونه‏ شناسی و آسیب‏ شناسی تدوین شده است. در بخش نخست برپایه تحولات جامعه ایران که در دوره گذار به سر می‏برد ناگزیر لایه‏ ها‏‏‏‏ی سه ‏گانه سنتی، فراسنتی و مدرن شکل گرفته است و متناظر با لایه ‏های اجتماعی، گونه‏های سه ‏گانه روحانیت شکل گرفته است: روحانیت سنتی، فراسنتی و مدرن؛ اگرچه گونه مدرن آن بسیار اندک است. 
انتظارات جامعه از روحانیت در سه دسته کلان است: 1- سازه‏ سازی 2- ساده‏ سازی و 3- پیاده‏ سازی مفاهیم و آموزه‏ های دینی که برون‏داد آن به ترتیب به صورت: 1- معرفت دینی از سوی روحانیت محقق/مجتهد برای مخاطب خاص2- تربیت دینی از سوی روحانیت مبلغ برای توده جامعه 3- مدیریت دینی از سوی روحانیت تدبیر کل جامعه. امروزه به سبب ضرورت‏ های زمانه روحانیت رسانه‏ ای شکل گرفته است که تاحدودی رقیب روشنفکری دینی است، چون می‏ کوشد از علوم مدرن مانند جامعه ‏شناسی، روانشناسی و مدیریت افکار عمومی ‏‏‏‏بهره گیرد و در مقابل تبلیغات پردامنه رسانه‏ ای آنان مفاهیم دینی را منتشر می‏ کند.
روحانیت بر دو دسته‏ اند:  1- روحانیتی که بر دین حداقلی که به دو مرحله معرفت دینی و تبلیغ دینی باور دارد تأکید می ‏نماید 2- روحانیتی که بر دین حداکثری که افزون بر دو مرحله پیشین، به مرحله مدیریت دینی نیز اعتقاد دارد. اکنون خوانش حداکثری از دین حاکمیت دارد، ولی این خوانش خود به کلان ‌الگوهایی دوگانه تقسیم می‏‏‏‏ شود: 1- کلان الگوی «مدنیت/ تمدن اسلامی» 2- کلان الگوی / «مدرنیت اسلامی». 
الگوی اول چون به خودبسندگی سنت تأکید دارد و فرهنگ مدرن را به دلیل «یکسان انگاری» کاملاً اومانیستی و شرک‏ آلود می ‏داند، به رویکرد تأسیسی - ستیزشی باور دارد. درحالی که الگوی دوم چون به نابسندگی سنت و فرهنگ مدرن باور دارد، اما آنها را با رویکرد «چندسان انگاری» قابل بهره ‏گیری می ‏داند، به همین دلیل به رویکرد ترکیبی-‏ گزینشی گرایش دارد. 
کلیدواژه‌ها