بررسی تاریخ آموزش نشان میدهد که نخستین معلمان، کاهنان و آموزگاران مذهبی بودند که به عنوان ادای تکلیف دینی خود تلاش داشتند تا اصول و اخلاق دینی را با قصد تربیت مخاطبان به آنها انتقال دهند. آرام آرام در کنار تعالیم دینی درسهایی که به فرآیند اجتماعی شدن فراگیران کمک میکرد به سرفصلهای آموزشی افزوده شد. با ورود بشر به دنیای جدید و شکلگیری جوامع تازه، که دین و تربیت دینی اهمیت خود را از کف داد، مدارس جدید جای مکتبخانهها را گرفت و معلمانی که از سرِ ادای تکلیف به تعلیم دین میپرداختند، به عنوان مجریان نظام آموزشی جدید و نیز در راستای قوانین آموزشی جدید به تدریس دین پرداختند. بعد از انقلاب اسلامی ایران که نشان داد دین همچنان یک متغیر معنادار در نظام اجتماعی است، تربیت دینی اهمیت بیشتری یافت. با این حال تجربۀ آموزش دینی پس از انقلاب از چالشهایی حکایت میکند که مهمترین آنها عبارتند از: تقلیلگرایی آموزش دینی، کاهش نقش تربیتی خانواده، اجباری شدن آموزش دینی، کمسازگاری با واقعیت اجتماعی، تفکیک آموزش دینی و افزایش خلاقیت فرهنگی که در این مقاله به آن پرداخته شده است.