باور به اخلاق و ضرورت آن را کما بیش میتوان در اندیشه دینی، در اندیشه مدرنیسم و در اندیشه پست مدرنیسم یافت. اما این سه باور، تمایزات عمیقی ـ هم در حوزه مفاهیم اخلاقی و هم در حوزه مبانی اخلاقی ـ با یکدیگر دارند. اندیشه پست مدرن معتقد به اخلاق سکولار و غیر دینی است. برخی از مختصات اخلاق سکولار عبارتند از: غیر دینی بودن و اصالت دنیا. برخی از ویژگیهای اخلاق دینی نیز عبارتند از: ابتنا بر اعتقاد به خدا و دین، توجه توأمان به حسن فاعلی و حسن فعلی، همه جانبه نگری و تأمین کننده نیازهای اصیل انسانی و ذو مراتب بودن ارزشهای اخلاقی. برخی از مهمترین تمایزات اخلاقی بین «اندیشه دینی» و «اندیشه پست مدرن» عبارتند از: اختلاف دیدگاه درغایت و آرمان، اختلاف نظر درجهت گیری ارزشی افعال، نسبیت اخلاقی، آفرینش اخلاق و عدم کلیت احکام اخلاقی. میتوان مهمترین علت تمایز «اندیشه دینی» و «اندیشه پست مدرن» در موارد مذکور را ناشی از دیدگاه این دو اندیشه نسبت به «معرفت شناسی» و « خدا» دانست. نوع دیدگاهی که نسبت به این دو مهم وجود دارد، حوزه های دیگر را نیز به شدت تحت تأثیر خود قرار میدهد. باور به خدا در اندیشه دینی باعث شده است تا اخلاق دینی امری غایتمند، ارزشی، مطلق و کلی باشد. در مقابل عدم باور به خدا و گرایش اومانیستی و فرد گرایی در اندیشه پست مدرن، اخلاق را امری فاقد هرگونه جهت گیری ارزشی، نسبی، فاقد غایت و متکی به فرد کرده است.