خانواده نهادی بنیادین است که علیرغم ایفای نقشها و کارکردهای اساسی، تحت تأثیر عوامل متعدد دچار دگرگونی و تغییر میگردد. در جامعه و در نظام فرهنگی ایران این نهاد تنها از نگاه کارکردی مورد تأمل و توجه نیست، چرا که خانواده واجد مختصات و بهرهمند از بنیانهایی است که فراتر از کارکردهای متداول و جاری تعریف میگردد. تداوم و استحکام این نهاد با توجه به تغییراتی که در عرصههای ساختاری، تکنولوژیک و کارکردی به طور مستمر به وقوع میپیوندد، مستلزم رصد مداوم وضعیت، ممانعت و پیشگیری از روندهایی است که بالقوه و بالفعل پایداری آن را به مخاطره میاندازد. با توجه به شواهد و برخی دادهها، خانواده در ایران علیرغم حفظ اهمیت و موقعیت خود در نظام فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران، با اختلالات و چالشهایی مواجه است که نگاه توصیفی و تحلیلی به آن بخشی از الگوی صیانت و مراقبت از این نهاد بنیادین به شمار میرود. در این مقاله تلاش شده است برخی از اختلالات جاری این نهاد با توجه و تمرکز به وضعیت ایران مورد بازکاوی قرار گرفته و آثار کارکردی آن تحلیل شود. از جمله اختلالات و بینظمیهای جاری در این نهاد عبارتند از: «بر هم خوردن تعادل کارکردی»، «بر هم خوردن تعادل ساختاری»، «پرمسئولیت شدن»، «الگوسازی کاذب از سبک زندگی و روابط خانوادگی»، «اختلال ارتباطی»، «تضعیف کارکرد در فرایند شخصیتسازی». آنچه اهمیت دارد این است که این اختلالات که با نسبتهای متفاوت در سطح خانواده ایرانی پدیدار گردیده است، دارای نقش مکمل هستند. به تعبیر دقیقتر این اختلالات ضریب یکدیگر را افزایش داده و موجب همافزایی یکدیگر در جهت منفی میشوند. این روند میتواند مخاطرات گوناگونی را به نهاد خانواده تحمیل و پایداری راهبردی آن را مورد تهدید قرار دهد.