فضای اجتماعی مرکب از افراد، گروهها و نیروهایی است که در تمایزجویی نسبت به دیگری، جایگاه خود را تعریف میکنند. یکی از شیوههای ایجاد تمایز، گفتمان یعنی نظام دانش در آمیخته با قدرت است که شیوه های درک ما از واقعیت امور را تبیین میکند. گفتمان ها به کمک دستگاه نشانهگذاری ممنوعیتها، ترجیحات و انگارهها، واقعیتهای اجتماعی را به ابژة شناسایی یا کنارگذاری و طرد تبدیل میکنند. وضع گفتمانها در برابر نظم اجتماعی، مبنای تمایز دو گونه گفتمان از یکدیگر است. گفتمانهای نوپدید در تعارض با نظم اجتماعی عمل میکنند. این دسته از گفتمانها بر زمینة بیاعتبار شدن گفتمانهای غالب، شکل میگیرند و کارکردهای خود را در فضای اجتماعی میگسترند. ضعف نهادهای اصلی نظام سیاسی مانند نهادهای مولد دانش، آموزش و ... در تقویت مؤلفه های گفتمانی، زمینه های بیاعتباری گفتمان غالب و جایگزینی گفتمان رقیب را فراهم میکند. دو گروه از جریانها (معارض و نامتجانس)، روند شکلگیری گفتمانهای نوپدید را تقویت میکنند. گفتمانهای نوپدید با نحوة تعریف کردن و واقعیت بخشیدن به ابژة نیاز در تعارض با گفتمان غالب شکل میگیرند، و با تبدیل نیاز به امر اجتماعی و مطالبه، ظرفیتهای سیاسی کردن امور اجتماعی را در سویة گفتمانی مقاومت فعال میسازند. بررسی نمونه موردی ازدواج سفید، تأثیر گفتمانهای نوپدید و شیوة استفاده آن از ظرفیتهای سیاسی را در مقابله با گفتمان غالب و نظم اجتماعی توصیف میکند.