امروزه کشور ترکیه به علت سندروم امنیتی، درصدد تعمیق و بسط هژمونی خود در خاورمیانهای میباشد که ایدئولوژی شیعی و بسط ژئوپلیتیکی کردها، بزرگترین مانع بر سر مطامع هژمونیک آن میباشند. در فضای آنارشیک خاورمیانه، ترکیه با استفاده از کارگزاری گروههای اسلام گرای تندرو درصدد عملیاتی نمودن امیال خود میباشد. داعش به عنوان یک گروه سلفی و تندرو که شیعیان، کردها و بخشی از مسلمانان را مورد آماج خود قرار داده، به صورت دو فاکتو توسط ترکها هدایت و به نوعی در مدار کارگزاری ژئوپلیتیکی ترکها قرار دارد. از سویی نگاه ترکیه به کردها به عنوان دشمن بزرگتر از داعش مطرح بوده، چرا که کردها را تهدیدی جدی برای انسجام سرزمینی ترکیه میدانند. به عبارتی، حزب کارگران کردستان، دشمن استراتژیک و داعش دشمن تاکتیکی، ترکیه میباشد. امروز، فارغ از کلان روایتها و نگاه ساختارگرایانه، پارادایمهای غالب در جامعهشناسی، دیالکتیک و دوگانه ساختار/ کارگزار، خرد/ کلان و زمان/ فضا، الگوهای غالب علم میباشند که به نظر میرسد در برنامه منطقهای و ژئوپلیتیکی ترکها جهت کنشگری موفق در خاورمیانه قرار گرفته اند. این تحقیق با روشی تحلیلی ـ توصیفی در پی نشان دادن بازی دوگانه ترکها با داعش در راستای مطامع هژمونیک خود میباشد.