تأملات عقلانی و دینی بر فرایند مرگ؛ با تأکید بر معناکاوی آیین‌های مرگ در جامعه معاصر ایران

نوع مقاله : مقاله ترویجی

چکیده
تاریخ بشر نشان می‌دهد که مرگ و زندگی از همان آغاز و همواره در کانون اندیشة او بوده‏اند. تاریخ قبرستان و نخستین اجتماعات مردگان از تاریخ پیدایش اجتماعات زندگان بلندتر است؛ انسان پیش از آنکه خانه را برای سکونت خویش به عنوان موجودی زنده، بسازد، قبر را برای سکونت مردگانش کشف کرده است. مرگ همواره با زندگی در پیوند است و مردگان همواره شهروندان اجتماع خویش‌ هستند و با زندگان در تعامل. از این سبب مناسک مرگ نوعی تعهد زندگان در برابر اموات جامعه است. اینگونه تعریف شده است: «سیستم مرگ یک سیستم میان فردی، فرهنگی ـ اجتماعی است که از طریق آن ارتباط فرد با مرگ به وسیلة جامعه‌اش واسطه‌گری می‌شود» (Kastenbaum, 2001: 66). این سیستم میانجی مرگ را از اضطراب فردی به سطح گسترده‏تری از جامعه منتقل کرده و به نقش اجتماعی مرگ در حفاظت و تغییر جامعه می‌پردازد. دین در این میان همواره نقشی تعیین کننده داشته است. از یک سو مرگ بر چگالی دینداری آدم‌ها می‌افزود و باورداشت‌های مذهبی آنان را تقویت نموده و رغبت انجام کنش‌های دینی را در آنان بیشتر می‌کرده؛ و از سوی دیگر دین، مرگ را معنا ‌کرده و از ویرانگری‌اش می‌کاسته است. با ورود بشر به روزگار مدرن و صنعتی شدن، مرگ و مناسک مرگ نیز دچار تغییرات عمده‌ای شده‌اند. در کشور ما و بویژه در جوامع شهری (صنعتی تر) مناسک مرگ، خصلتهای شغل‌شدگی، فانتزی و عرفی گرفته و تا اندازه زیادی از ویژگی‌های اخلاقی و بازنمایی ارزش‌های اخلاقی آنها کاسته شده است.
کلیدواژه‌ها