رفتار گروه داعش (دولت اسلامی) در قبال مردم سرزمینهای تحت اشغال، اسیران جنگی، پیروان مذاهب اسلامی و اقلیتهای مذهبی، به همراه بمبگذاریهای انتحاری، نسبتبندی این رفتار با سنت اسلامی را به پرسش میکشد. بررسی حاضر با در نظر گرفتن این فرض که الگوی رفتاری گروهها، متأثر از ارزشها، اعتقادات و ساختار نظری و معرفتی حاکم بر گروه است، به زمینههای شکلگیری داعش در نسب با القاعده، پیوندهای قبیلهای و خویشاوندی، پشتوانههای نظامی بازمانده از ارتش عراق در دورة صدام و مهاجران میپردازد و از راه تحلیل مؤلفههای ایدئولوژی داعش مرکب از تعالیم سلفیه، رویکردهای وهابیت، حزب بعث و نقش آنها در طرحریزی نظام هویتی مطلوب، میکوشد تا رفتار داعش را در محورهای اجتهاد، اسلام/ کفر، جهاد، با سنت پیامبر اسلام (ص) مقایسه نماید. داعش با اصرار بر اجرای شریعت، شرایط امروز را در تناظر با وقایع صدر اسلام چنان تبیین میکند تا ضامن اعتبار و مشروعیت گروه و برتری هژمونیک آن بر سایر رقیبان باشد. نقد رویکردی، رفتاری و تطبیق آن با رویکردها و باورهای اعتقادی در بازیابی زیرساختهای فکری این جریان میتواند گرهگشا باشد.